تبلیغات
Day Dream - ✯خواب دیدم✯ Day Dream - ✯خواب دیدم✯

✯خواب دیدم✯

شنبه 26 مرداد 1392 10:53 ق.ظ

نویسنده : ★Uzumaki Stella★
ارسال شده در: Anything ،
سلام بچه ها!
خوبید؟!من که عالیم!
بچه ها من امروز میخوام خوابم رو براتون تعریف کنم!
خب لازم نیست برید ادامه ی مطلب همین جا میزارم و شما ها هم بخونید!
لطفا نخندید خوب خوابه دیگه چه کنم!

خب کیا بودن:ناروتو،ساسکه،دوستم(شایلی یا میوکی)و بعضی از بچه های کلاسمون
خب خونه هامون زیر خاک بود یا بهتر بگم شبیه جنازه
میخواستن برای ساسکه عروسی بگیرن،ولی ساسکه از اون دختره خوشش نمیومد 
اون دختره،دختر پادشاه مرده ها بود
دختر پادشاه هم عاشق ساسکه شده بود
خب ساسکه و ناروتو باهم زندگی میکردن،من و شایلی هم باهم
بعد دختر پادشاه(که اسمشم یادم نیست)یواشکی رفت خونه ی ناروتو و ساسکه
بعد ناروتو رو هم یواشکی از خونه پرت کرد بیرون چون میخواست تنهایی با ساسکه حرف بزنه
ناروتو هم وقتی که از خواب بیدار شد تازه فهمید که بیرون از خونست
چیزی نگفت و فال گوش وایساد چیزی نمیشنید،بعد اومد پیش ما و ماجرا رو تعریف کرد 
منم تصمیم گرفته بودم برم خونشون که یهو دختر پادشاه اومد خونمون و گفت:
که منم باهاش بیام
بعد وارد یه جا شدیم عین بازجویی ها بود
دختر پادشاه یه سوالاتی میپرسید
(متاسفانه یادم نیست)
بعد که از اون جا خارج شدم دیدم ساسکه پشت در بود،خیلی ناراحت داشت بهم نگاه میکرد
منم بیخیالش شده بودم چون میخواست ازدواج کنه
ولی فرداش،شایلی پیش دختر پادشاه و ناروتو هم پیش ساسکه
وقتی که دیدم دختر پادشاه اومد بیرون خیلی خیلی ناراحت بهم نگاه کرد
بعد یهم رفت و ساسکه هم وقتی از در خونشون اومد بیرون یه لبخنده کوچیکی زد و رفت ناروتو و شایلی هم خوشحال به نظر میرسیدن
که مامانم اومد بالاسرم و گفت بیدار شو و کلاس زبان داری 
خب بالاخره این که پایان خوشی هم نداشت!
خخخخخخخ
میدونم مسخره و عاشقانه بود
خخخخخ



دیدگاه ها : نفر گفتن:.....
آخرین ویرایش: - -



نمایش نظرات 1 تا 30